محمد دريايى

52

دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

وقت كينه و دشمنىاش نمىميرد ، هيچ‌وقت از پديده‌هاى دنيا به جهت آنكه به ياد آفات آن است لذت نمىبرد و هيچ بيم و اميدى از سلطان ندارد و از سستى حسادت‌گر ايمن نمىباشد آيا نمىبينى كه چگونه در انسان حافظه و فراموشى گذاشته شده درحالىكه دو چيز مختلف و متضاد هستند ؟ و در هركدام براى انسان نوعى مصلحت در نظر گرفته شده است . چه دارند بگويند كسانى كه چيزها را تقسيم كرده و به دو خالق متضاد نسبت داده‌اند در چنين چيزهاى متباين و متضاد كه تو مىبينى اين دو متضاد در صلاح و منفعت انسان باهم جمع شده‌اند ، حضرت بعد از سخنانى مبسوط چنين فرمود : در اين داروهاى گياهى و درمان‌ها و اصل و ريشه‌ى آن‌ها فكر كن و در آنچه هريك از آنها با فرآيندى در بعضى از دردها ويژگى يافته ، انديشه كن اين يكى در مفصل‌ها فرو مىرود و چرك غليظ بيرون مىكشد و موجب درمان سياتيك مىشود مانند شيطرج و يكى ديگر ، تلخى سودا را بيرون مىآورد ، مانند آفتيمون و اين بادها را از بين مىبرد مانند سكبينج ( كتيراى مخصوص ) كه اين ورم‌ها را آب مىكند و مانند اين داروها . حقيقتا كيست كه اين خواص و قوه‌ها را در آنها گذاشته جز كسى كه آنها را براى حكمت و منفعت آفريده است ؟ و چه‌كسى مردم را به آنها آگاه كرد جز او كه آن نفع را در آنها گذاشته است ؟ و كى و كجا مىتوان واقف شد به اين منفعت‌ها در آن گياهان به واسطه‌ى تصادف و اتفاق ، همچنان‌كه برخى افراد گويند و حال اگر در مورد انسان بپذيريم كه او به واسطه‌ى ذهن لطيف و فكر و تجربه‌اش متوجه اين منافع شده ؟ حيوانات چگونه آگاه به خواص آنها شده‌اند كه بعضى از درندگان ، جراحت صورت را مداوا مىكنند و اگر جراحتى به آنها برسد با بعضى از داروهاى گياهى و مفردات گياهى خوب مىشوند و بعضى از پرندگان ، آب دريا تنقيه مىكنند كه فضولات از آنها طرد شود و سلامت خود را بازيابند و امثال اين‌گونه پديده‌ها فراوان است .